تبليغاتX
لحظه های بارانی

لحظه های بارانی

متون ادبی و یادداشتهای نویسنده

 

سلام دوستان عزیز   در این پست فراخوان پنجمین جشنواره ادبی قند پارسی را برایتان  قرار میدهم که علاقمندان مطالعه و شرکت کنند.

 


فراخوان پنجمین جشنواره ادبی قند پارسی

شکرشکن شوند همه طوطیان هند     زین قند پارسی که به بنگاله می رود

هنر و ادبيات در فرهنگ سرزمین ما جايگاه بسيار رفيع و درخشاني دارد. به‌ ویژه وقتي كه اين هنر فطري با مضامين معرفتي و اجتماعي در مي­آميزد و با برانگيختن فطرت پاك انساني از طريق قالب‌هاي هنري و ادبي‌، انسان‌ها را به سوي مفاهيم والاي ارزشي و فرهنگ کهن فارسي ـ اسلامي ما هدایت می کند و تحول آفرين می‌شود.

خانه ادبیات افغانستان در همین راستا پنجمین جشنواره‌ ادبی قند پارسی را در دو بخش آزاد و ویژه برگزار می‌کند. شرکت‌کنندگان ساکن ايران، افغانستان و ديگر کشور‌ها می‌توانند آثار خود را تا پايان ماه قوس (آذر) 1388 تنها از طریق پست الکترونیک (ای­میل) به دبیرخانه‌ جشنواره ارسال کنند. در ضمن، شاعران و نويسندگان مي­توانند در هر دو بخش جشنواره شرکت کنند‌.

در هر بخش، به سه اثر برتر، به رسم ياد‌بود، جوايزي اهدا خواهد شد. مراسم پایانی پنجمين دوره‌ جشنواره‌ ادبی قند پارسي در تهران برگزار می­شود.

 الف) بخش آزاد (ویژه‌ جوانان):

این بخش در دو رشته‌ شعر و داستان کوتاه برگزار می‌شود و فقط جوانان زیر 30 سال می‌توانند در آن شرکت کنند.

ب) بخش ویژه (ادبیات پایداری):

بخش ویژه در رشته‌های شعر، داستان، خاطره و مقاله‌های تحقیقی در زمینه‌ ادبیات مقاومت برگزار می‌شود و محدودیت سنی ندارد. این بخش، ویژه ادبیات مقاومت و پایداری در افغانستان است.

ج) بخش قدردانی از پدیدآورندگان کتاب در موضوع پایداری:

علاقه مندان با کتاب های چاپ نشده در موضوع مقاومت و ادبیات پایداری  نیز می توانند در این بخش شرکت کنند. در این بخش، با قدردانی از پدیدآورندگان سه اثر برتر، کتاب های شان نیز از سوی دبیرخانه جشنواره منتشر خواهد شد.

 

 شرایط:

1.   ‌هر یک از آثار ارسالی، حداکثر از 20 صفحه بیش­تر نباشد.

2.  ‌ آثار کنوني به دوره‌های پیشین جشنواره، فرستاده نشده باشد.

3.  ‌ در بخش شعر، کم‌تر از  3  و بیش‌تر از 5 شعر پذیرفته نمی‌شود.

4.   در بخش داستان، بیش از 2 ‌داستان ارسال نشود.

5.   ‌‌آثار باید با فرمت word و تنها از طریق پست الکترونیک (ای­میل) و به شکل فایل ضمیمه ارسال شوند.

6. نشانی پست الکترونیک (ای­میل) دبیرخانه‌ جشنواره به این شرح است:

ghandeparsi_5@yahoo.com 

 پیشاپيش از نیک­نظری‌تان سپاس­گزاریم. امیدواریم با یاری شما، گامی هرچند کوچک برای بالندگی ادبیات پارسی (دری) در سرزمین بزرگ افغانستان برداریم.

خانه ادبیات افغانستان

 

 

+نوشته شده در سه شنبه 1388/08/26ساعت9:46توسط وحیده | |

 

 

عشق است انتهای هیاهو برای من

دست خداست بال پرستو برای من

 

 

 

 

 

 

+نوشته شده در دوشنبه 1388/07/20ساعت5:49توسط وحیده | |

 

سلام  دوستان

امروز  به بهانه ی مطالعه کتاب یکی از دوستان  شاعرم یادی از دیار بلخ می کنم .ضمن آرزوی کامیابی های بیشتر برای این دوست جوان شاعر

 

مچموعه شعر   خارهای  حسود   از سهراب سیرت

 سیرت متولد متولد ۱۳۶۹ خورشیدی در مزار شریف ولایت بلخ است . و دو شعر از او

 ۱

صبح زود آمده

چه کنم تا که دل  بی پدر آرام شود؟

کفتر کوهی آواره کمی رام شود

چه کنم تا که در این کوچه قدم بگذاری؟

نام تو نقش به دیوار و در و بام شود

گل کند باغ انار از هوس رخسارت

چشم خرمایی ات آیینه ی بادام شود

چه کنم تا که ترا باز ببینم ای ماه !

صبح زود آمده ام زود رود شام شود

 اگر از راه رضایت به تو کس دست نیافت

هر که راضی ست که در راه تو بد نام شود

عشق آیینه ی رسوا شدن "حلاج " است

جاودان می شود آن روز که اعدام شود

 ۲

پس از تو ...

ترا  ای مرد آتشزاد ! ای آیینه ی انسان!

تمام سقف های روشن اندیشه ها حیران

در آن جا "شمس "با تو در کنار حوض کوثرمست

در اینجا "بشنو از نی چون حکایت می کند" قرآن

در اینجا گبر و ترسا و مسلمان عاشقان تو

در آنجا سایه طوبی  علی ساقی  خدا مهمان

... و حالا سخت بی جان است بی رنگ و پریشان است

پس از تو سرزمین تشنه و تابنده عرفان

پس از تو کوچه های بلخ تاریک اند  خاموش اند

پس از تو فصل های" هفت شهر عشق" بی باران

پس از تو زادگاهت هرزه و لیلام و تاریکی ...

پس از تو خوابگاه و  خانقاه  و مسجدت ویران

 

 

 

 

+نوشته شده در شنبه 1388/06/14ساعت8:5توسط وحیده | |

 

سلام 

پس از روزها دوری

 

 

نگاهم

سٌر می خورد 

روی پل های دیروز

خدا به دلم انداخته است

خرابه های خاطرم

آباد می شود

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه 1388/05/28ساعت13:58توسط وحیده | |

 

به یاد  وطن  از استاد جواهری

 

هی بیایید که دل را به تماشا ببریم

دل شیدا شده را جانب دریا ببریم

گرچه این شهر قشنگ است ولی آن خوشتر

کاین تن غمزده را کابل زیبا ببریم

                 ****

خنده کن، شادیمان ، خانه ی دلهاست وطن

گلشن مهر و وفا ، کشور " بابا "ست  وطن

به جمال و به جوانی ، به تبسم ، به نشاط

مثل گل ، پر کشش و مثل تو زیباست وطن

 

        " یحیی جواهری "۱۰ /۲/۸۳

 

+نوشته شده در چهارشنبه 1388/04/03ساعت7:26توسط وحیده | |

 

سلام

 

 

بند دل شهر کنده می شد

وقتی

آخرین سرباز کفشهایش را

محکم می بست

مادر که خدا خدا می کرد

چشمش را به قاب عکس می سپرد

 

امروز

قبرهای بی نشان

خشت های محکم بنا کرده اند

فردا

سربازان نمی میرند  ...

 

+نوشته شده در شنبه 1388/02/19ساعت9:46توسط وحیده | |

 

 

من قد کشیده ام

 

کوچه ی باران خورده ی را به یاد می آورم

دو ردیف دروازه

چوبی

آهنی

خاک

نم

دیوار کاهگلی که دف میزند

من که می رقصم

با فرشتگان

 

پسرها

دخترها

و غروب که

" نخود نخود هر که رود خانه ی خود…."

 

 

 

خواب نمیبینم

مادر در چشمانم نقاشی کرده

آب

محبت

گل دسته ها

و نماز را

تا پر رنگ بماند

مثل

مونالیزا......

 

 

بوع نعنا مستم میکند

و همایون که هنوزبعد از سالها

 دکاندار است

من  که خطوط پشانی اش را به یاد ندارم

اینجا

کوچه ی عشق است

با دو گلدسته

 

 

مادر نقاشی میکند

ایمان را

تا یادم بماند……..

حالا که دلم می تپد

چشمم وضو میگیرد

تا مادر نقاشی بکشد

کوچه ی بن بستی را که

به عشق

ختم می شود

و من

شانه به شانه ی

کوچه

دروازه ها را می زنم

تق

تق

تق  ......

 

 

+نوشته شده در دوشنبه 1388/01/24ساعت10:47توسط وحیده | |

 

امشب کابل روشن است

شاید هنوز بیداری ...

 

+نوشته شده در یکشنبه 1388/01/16ساعت7:13توسط وحیده | |

 

http://perspolis1370.blogfa.com/8701.aspx

گامهای سبزت ترانه ی آرام زندگی است 

برای آمدنت بی صبرانه نفس می کشم

                                                  بهار

 

سردم

 بهار می شوم تا بیایی و تنم به نوازشت شکوفه باران شود


 

+نوشته شده در سه شنبه 1387/12/20ساعت11:31توسط وحیده | |

 

و باز .........

 

دریاهای جهان به نامت متلاطم شده اند

نا خدای مهربان !

رودهای سرزمینم شهیدان تو را غسل داده اند بی کفن

کشور گشای فاتح

جهان برایت مرزی نمی شناسد

حتی در جزیره های بکر

حتی زبان برای تو سخنی است سبز

 سبزیم ما

سبز است سرخ ترین واژه های ما

با نام تو

ای کشور گشای فاتح .................

 

+نوشته شده در یکشنبه 1387/11/27ساعت11:48توسط وحیده | |