تبليغاتX
لحظه های بارانی

لحظه های بارانی

متون ادبی و یادداشتهای نویسنده

زندگی

 

دیشب  ُ  مادرم تکه های دلم را جمع می کرد...

زندگی !

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/04/21ساعت 7:27  توسط وحیده  | 

تو حالت خوب است؟

 

 

 

فکر میکنم امروز  ، روز خوبی باشد

شهر می خندید

حتی ترافیک حالش خوب !

 این را از مسیری که تا دفتر کارم می آمدم  حس کردم

آغوش خیابانها باز باز بود برای مردمی که من شاید همیشه نگران و مضطرب می دیدم

زندگی است  دیگر ، گاهی سخت  ، گاهی آسان ، میگذرد.

 به قول تو که می گویی همین صد سال اولش سخت است

صد سال !!!

 

باید خوشحال  باشم که  در یک  لحظه احساس خوشبختی کردم ؟

این یعنی اینکه من صد سال اول را گذرانده ام

صد سال دوم ؟؟؟

می خواهم خوب فکر کنم

و تپش صبح ، قلب شهر من و تو را زنده کند

نمی توانم حدس بزنم چی خواهد شد فقط می خواهم مثل هوای امروز باشد ...

 

راستی تو حالت خوب است؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/01/21ساعت 7:27  توسط وحیده  | 

تا تو

 

 

 ۱

صدایت شاید بیاید

امشب

گلی شکفته است

بر خاکم

 

۲

 کاش خاک هموار بود

 هیچ مرزی نمی شناخت

  آنوقت می توانستم  پای پیاده  تا  تو بدوم

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/12/26ساعت 19:4  توسط وحیده  | 

چقدر دورم

 

مدتی است می خواهم بنویسم اما شرایط اقتضا نمیکند

مدتی است می خواهم بگویم اما زبان یاری نمیکند

مدتی است ...

و

شهر من تورا دارد

خوشا به حال مردمانش

چقدر  دورم .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/12/19ساعت 19:11  توسط وحیده  | 

مبعث

 

بیست و هفتم رجب

سالروز بعثت رسول گرامی اسلام  محمد مصطفی (ص) گرامی باد

 

 

ای رحمت بی منتها

ای بهانه ی خلقت خدا

ای نور

ای آتش افروخته در بیشه ی اندیشه ها

آمدنت

و برانگیخته شدنت چی منتی است بر ما

آنوقت که اقرءباسم ربک را زمزمه کردی

و تا امروز همه ایمان آوردیم به پروردگاری که سلام و سلامت را و اسلام را به ما هدیه کرد .....

 

+ نوشته شده در  شنبه 1389/04/19ساعت 7:44  توسط وحیده  | 

 

........................................................................................

 

مزار با گل سرخی که داشت می گوید
برای آمدنت ، چشمهای من وا ، ماند

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/12/25ساعت 9:26  توسط وحیده  | 

 

همزبانان گرامی و ادب دوستان  فرهیخته ای که از قلم فطرت پاک و آیین با صفای انسانیت خویش مرا مورد تفقد قرار دادید و در نقد سطرهای سرگردانم یاری رساندید

با تمام فروتنی سپاس ...

تا مجالی دیگر

کلامی بهتر

درودی نوتر

بدرود

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/22ساعت 10:28  توسط وحیده  | 

فراخوان

 

سلام دوستان عزیز   در این پست فراخوان پنجمین جشنواره ادبی قند پارسی را برایتان  قرار میدهم که علاقمندان مطالعه و شرکت کنند.

 


فراخوان پنجمین جشنواره ادبی قند پارسی

شکرشکن شوند همه طوطیان هند     زین قند پارسی که به بنگاله می رود

هنر و ادبيات در فرهنگ سرزمین ما جايگاه بسيار رفيع و درخشاني دارد. به‌ ویژه وقتي كه اين هنر فطري با مضامين معرفتي و اجتماعي در مي­آميزد و با برانگيختن فطرت پاك انساني از طريق قالب‌هاي هنري و ادبي‌، انسان‌ها را به سوي مفاهيم والاي ارزشي و فرهنگ کهن فارسي ـ اسلامي ما هدایت می کند و تحول آفرين می‌شود.

خانه ادبیات افغانستان در همین راستا پنجمین جشنواره‌ ادبی قند پارسی را در دو بخش آزاد و ویژه برگزار می‌کند. شرکت‌کنندگان ساکن ايران، افغانستان و ديگر کشور‌ها می‌توانند آثار خود را تا پايان ماه قوس (آذر) 1388 تنها از طریق پست الکترونیک (ای­میل) به دبیرخانه‌ جشنواره ارسال کنند. در ضمن، شاعران و نويسندگان مي­توانند در هر دو بخش جشنواره شرکت کنند‌.

در هر بخش، به سه اثر برتر، به رسم ياد‌بود، جوايزي اهدا خواهد شد. مراسم پایانی پنجمين دوره‌ جشنواره‌ ادبی قند پارسي در تهران برگزار می­شود.

 الف) بخش آزاد (ویژه‌ جوانان):

این بخش در دو رشته‌ شعر و داستان کوتاه برگزار می‌شود و فقط جوانان زیر 30 سال می‌توانند در آن شرکت کنند.

ب) بخش ویژه (ادبیات پایداری):

بخش ویژه در رشته‌های شعر، داستان، خاطره و مقاله‌های تحقیقی در زمینه‌ ادبیات مقاومت برگزار می‌شود و محدودیت سنی ندارد. این بخش، ویژه ادبیات مقاومت و پایداری در افغانستان است.

ج) بخش قدردانی از پدیدآورندگان کتاب در موضوع پایداری:

علاقه مندان با کتاب های چاپ نشده در موضوع مقاومت و ادبیات پایداری  نیز می توانند در این بخش شرکت کنند. در این بخش، با قدردانی از پدیدآورندگان سه اثر برتر، کتاب های شان نیز از سوی دبیرخانه جشنواره منتشر خواهد شد.

 

 شرایط:

1.   ‌هر یک از آثار ارسالی، حداکثر از 20 صفحه بیش­تر نباشد.

2.  ‌ آثار کنوني به دوره‌های پیشین جشنواره، فرستاده نشده باشد.

3.  ‌ در بخش شعر، کم‌تر از  3  و بیش‌تر از 5 شعر پذیرفته نمی‌شود.

4.   در بخش داستان، بیش از 2 ‌داستان ارسال نشود.

5.   ‌‌آثار باید با فرمت word و تنها از طریق پست الکترونیک (ای­میل) و به شکل فایل ضمیمه ارسال شوند.

6. نشانی پست الکترونیک (ای­میل) دبیرخانه‌ جشنواره به این شرح است:

ghandeparsi_5@yahoo.com 

 پیشاپيش از نیک­نظری‌تان سپاس­گزاریم. امیدواریم با یاری شما، گامی هرچند کوچک برای بالندگی ادبیات پارسی (دری) در سرزمین بزرگ افغانستان برداریم.

خانه ادبیات افغانستان

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/26ساعت 9:46  توسط وحیده  | 

 

 

عشق است انتهای هیاهو برای من

دست خداست بال پرستو برای من

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/07/20ساعت 5:49  توسط وحیده  | 

دوشعر از سیرت

 

سلام  دوستان

امروز  به بهانه ی مطالعه کتاب یکی از دوستان  شاعرم یادی از دیار بلخ می کنم .ضمن آرزوی کامیابی های بیشتر برای این دوست جوان شاعر

 

مچموعه شعر   خارهای  حسود   از سهراب سیرت

 سیرت متولد متولد ۱۳۶۹ خورشیدی در مزار شریف ولایت بلخ است . و دو شعر از او

 ۱

صبح زود آمده

چه کنم تا که دل  بی پدر آرام شود؟

کفتر کوهی آواره کمی رام شود

چه کنم تا که در این کوچه قدم بگذاری؟

نام تو نقش به دیوار و در و بام شود

گل کند باغ انار از هوس رخسارت

چشم خرمایی ات آیینه ی بادام شود

چه کنم تا که ترا باز ببینم ای ماه !

صبح زود آمده ام زود رود شام شود

 اگر از راه رضایت به تو کس دست نیافت

هر که راضی ست که در راه تو بد نام شود

عشق آیینه ی رسوا شدن "حلاج " است

جاودان می شود آن روز که اعدام شود

 ۲

پس از تو ...

ترا  ای مرد آتشزاد ! ای آیینه ی انسان!

تمام سقف های روشن اندیشه ها حیران

در آن جا "شمس "با تو در کنار حوض کوثرمست

در اینجا "بشنو از نی چون حکایت می کند" قرآن

در اینجا گبر و ترسا و مسلمان عاشقان تو

در آنجا سایه طوبی  علی ساقی  خدا مهمان

... و حالا سخت بی جان است بی رنگ و پریشان است

پس از تو سرزمین تشنه و تابنده عرفان

پس از تو کوچه های بلخ تاریک اند  خاموش اند

پس از تو فصل های" هفت شهر عشق" بی باران

پس از تو زادگاهت هرزه و لیلام و تاریکی ...

پس از تو خوابگاه و  خانقاه  و مسجدت ویران

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/06/14ساعت 8:5  توسط وحیده  |